bookmark

معنی كند

كند

بضم اوّل بمعنى خايه است و كند بيدستر خايه سك آبى است و جند معرب است
(
فرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص643)
sourceLink

- [بضم كاف] ضد تيز. و بندى چوبين كه بر پاى محبوسان نهند. و ديگر خرزه را نيز گويند و ديگر بمعنى خصيه نيز آمده و باين معنى - بكاف فارسى [7] - نيز آمده و غالبا [8] كه اين اصحست * مثال معنى اول حكيم فردوسى گويد: بيت تو با شاه برشو ببالاى تند ز پيران و لشكر مشو هيچ كند (1)در برهان معنى افزارى كه چاه‌كنان و گل‌كاران بدان زمين كنند نيز دارد. (2)اين معنى بر اساسى نيست، نام قومى ايرانى آريائيست ساكن نواحى غربى ايران و قسمتى از عراق و تركيه. (3)كرز (كرذ) و كرزو (كرذو) نيز باين معنى است. و در برهان كلمه معنى آبگير و تالاب و چوپان گوسفندچران نيز دارد. (4)كرد (بضم) كرد زمين زراعت (منتهى الارب). اما (بفتح) در فارسى متداولست. (5)در برهان ماضى فعل كردن يعنى بفعل آورد نيز دانسته شده است و گويد بكسر اول نيز آيد. (6)برهان بمعنى پادشاه بزرگ آمده. (7)يعنى: گند. (8)غالبا در اصطلاح سرورى يعنى: ظاهرا. مثال معنى دوم شيخ نظامى فرمايد: بيت پاى در كند و دست در زنجير اين‌چنين كس وزر بود نه وزير و در فرهنگ بمعنى پهلوان و دلاور نيز آمده كه كنداور نيز گويند [1]. مثال اين معنى اين بيت سوزنى را آورده: [بيت] خصم را پا در ركاب تو ز اسب اندرفكند بسكه در ميدان كندى اسب بر خصم افكنى*
(
فرهنگ مجمع الفرس
, ج3 , ص1038)
sourceLink

[صفت‏][فارسی‏]هر چيز كه تيز و تند نباشد.و هر چيز بطئ.و كودن و نادان و آبله و بى‌وقوف.و شمشير و كاردى كه تيز و برنده نباشد.و هر چيز نارايج و پست قيمت كه لايق فروش نباشد.و دلير و پهلوان و مردانه و شجاع.و دانا و حكيم و فيلسوف. و كنده‌اى كه بر پاى گنهكاران و گريز پايان نهند.و پايبند.و خصيه و گند.و آلت تناسل.و احمق كردن.و بطئ كردن.
(
فرهنگ نفیسی
, ج4 , ص2845)
sourceLink

غول بيابانى.
(
فرهنگ قواس
, ص114)
sourceLink

ضرب المثل كند

همه كس را دندان به ترشى كند شود مگر قاضى را كه به شيرينى

قاضى‌اى كه شيرينى يعنى رشوت ستاند جرأت و شهامت خود را در مقابل راشى از دست ميدهد و نميتواند قيام بحق نمايد و چون دندانش كند است نميتواند سخن حق بگويد.و «كند بودن دندان شخص»خود اصطلاحى است كه كنايه از عاجز و ناتوان بودن از گفتن حرف حق است.
(
فرهنگ عوام
, ص663)
sourceLink

به جدل در حديث شه ماويز - تيغ تو كند به كه خسرو تيز

(ايكه اقبال شاه ديدستى الظفر الظفر شنيدستى هم به بين خشم شاه در هر دم الحذر الحذر همى خوان هم شاه اگر خواندت گريز مجوى ور براند ره ستيز مپوى با خرد را ز شه صبورى به بى‌خرد را ز شاه دورى به ... ... هركه بى‌عقل صدر شاهان جست پيل بر نردبان برد بدرست.) سنائى. رجوع به: احذر مباسطه الملوك...، شود.
(
امثال و حکم
, ص387)
sourceLink

جان كند نيست بستن جان اندر انتظار

(بسته در انتظار خلاص است جان من...) مسعود سعد. نظير: الانتظار اشد من الموت الانتظار الموت الاحمر. جان گرگان و سگان از هم جداست متحد جانهاى مردان خداست. مولوى. رجوع به: الارواح جنود مجندة، شود.
(
امثال و حکم
, ج2 , ص577)
sourceLink

احساس دندان تيز را كند مى‌كند

انعام زبان بدگو را مى‌بندد.
(
فرهنگ بیست هزار مثل و حکمت و اصطلاح
, ص39)
sourceLink

دندان كسى كند بودن

بر اثر رشوه يا بيم از رسوائى از اظهار حقيقتى دريغ كردن.مثال:چون دندانش كند بود از بيان حقيقت خوددارى كرد.در جواب ماندن. مجاب شدن.مثال:در مقابل ايرادهاى من دلايلى اقامه نمود كه در جواب او دندان من بكلى كند گرديد.
(
فرهنگ عوام
, ص287)
sourceLink

كند في الاصطلاح

كند

بَطيء.
(
فرهنگ اصطلاحات روز
, ص159)
sourceLink

بهتر و قوى‌تر زهره‌ى جانوران از جهارپايان بجشم روشن كردن زهره‌ى كاو نرست بكند. الابنيه (بهم 328، زل 258) كنده‌اى كه بر پاى گنهكاران و گريزپايان نهند پايبند (فرهنگ نفيسى). استاد بهمنيار در توضيح عبارت مذكور در فوق (به كند بودن گاو نر) چنين مى‌نويسد : در نص [- نسخۀ نس] بالاى كاف اين كلمه ضمّه نهاده شده و معنى آن بسته و مقيد و مقصود زهرۀ گاوى مفيد است كه در يك جاى بسته بود زيرا تأثير زهرۀ حيوان به تصريح صاحب مخزن در حالات مختلف از سيرى و گرسنگى و سيرابى و تشنگى و وحشى و اهلى بودن و رياضت و تعب و دوندگى و سرعت سير و پرواز و راحت و آرام و يك‌جا بستن و در قفس بودن و تعليف به اشياى حاره و بارده مختلف مى‌باشد (بهمنيار، 328).
(
‏فرهنگ داروها
, ص493)
sourceLink

كند راه مى ‌رود، آهسته راه مى ‌رود

يَمْشي بِبُطْءٍ‌.
(
فرهنگ اصطلاحات روز
, ص159)
sourceLink

الأعلام

كند

از دهات خجند است در ما وراء النهر. او را «كند بادام» گويند. وجه تسميه آن است كه در آن ده، بادام بسيار باشد و نوعى از بادام به هم رسد كه پوست نازك دارد و با دست، او را منقشر مى‌توان كرد.
(
ترجمه آثار البلاد
, ص635)
sourceLink

typography

الحقوق المادية والمعنوية لهذا الموقع محفوظة ل مركز البحوث الكمبيوترية للعلوم الإسلامية ، وأي نشر غير مسموح به يُلاحق قانونياً.